گل در بر و می در کف و معشوق به کام است!

دیروز یکی از یزرگترین روزهای زندگی من بود. یک روز تاریخی به تمام معنا!

دو اتفاق بسیار خوب همزمان در یک روز افتادند که هر کدوم به تنهایی می تونست من رو تا چند ماه خوشحال کنه. تازه اینها جدا از خبرهای خوب ریز و درشتیه که در این چند روز اخیر بهم رسیده بود. قصد داشتم چند روز پیش پست جدید بلاگم رو بنویسم. اما صبر کردم تا خبرهای خوب تکمیل بشه و حالا همه رو یه جا می نویسم.

دیروز مطمئن شدم که خدا هنوز هم ما رو از یاد نبرده. خدایا شکرت، خیلی مهربونی.

اپیزود اول

امروز من به شدت به خودم افتخار می کنم. خودم را می ستایم. این را کاملا متکبرانه و بدون تواضع می گویم. به خودم و به خیلی های دیگر ثابت کردم در کارم پایدار و استوار هستم و مزد 2 سال رفت و آمد و حرص و جوش و درگیری و برنامه ریزی و سختی کشیدن خود را گرفتم. از روز اول ایمان داشتم که این حق من است و همین ایمان بود که دو سال تمام من را همچون شیر گرسنه ای که با تمام حرص و ولع به دنبال طعمه اش می گردد به طرف هدفم هدایتم کرد. آفرین به من. این را مطمئنم که اگر با اراده ترین انسان دنیا هم جای من بود در میانه راه دلسرد می شد و ادامه راه را رها می کرد.

بله امروز من بعد از

 

هفت بار ارسال پرونده به کمیسیون موارد خاص،

نه بار تشکیل پرونده در شورای آموزشی دانشگاه،

چهار بار ارائه پرونده به کمیسیون آموزشی دانشکده ریاضی،

یک بار ارسال نامه به رئیس دانشگاه و سه بار به معاونش،

تهیه مدرک پزشکی از دکتر ن.ف در تهران دکتر ش.ص در همدان دکتر م.م در همدان،

دریافت پرونده پزشکی از بیمارستان[...] در کرمانشاه،

دریافت نتایج ازمایشات پزشکی از تهران و کرمانشاه،

دریافت نامه از سازمان بازنشستگان ارتش،

ملاقات حضوری با معاون وزیر،

ملاقات حضوری با یک نماینده مجلس و تماس تلفنی با نماینده دیگر،

دهها بار مراجعه به خانم درگاهیان(...)، خانم پناهی و خانم عیسی زاده مسئولان امور آموزشی دانشکده ریاضی،

چندین بار ملاقات دکتر خیری رئیس وقت امور آموزشی دانشکده ریاضی،

دکتر جباری رئیس فعلی امور آموزشی دانشکده،

دکتر ایواز رئیس دانشکده ریاضی،

دکتر حجتی استاد دانشکده مزبور،

دکتر عیسی زاده مدیر گروه سابق گروه علوم کامپیوتر،

مهندس اسکندری مدیر گروه فعلی کامپیوتر،

دهها بار مراجعه به دفتر دکتر صبور پزشک معتمد دانشگاه،

چندین بار مراجعه به دکتر نیک زاد معاون دکتر صبور،

یک بار ملاقات با دکتر سرورالدین رئیس دانشگاه،

سه بار ملاقات با دکتر اعلمی معاون امور دانشجویی رئیس دانشگاه،

یک ملاقات با دکتر علوی معاون سابق امور دانشجویی،

یک بار ملاقات با دکتر اکرمی معاون خدمات آموزشی رئیس دانشگاه،

سه بار ملاقات با دکتر پسته رئیس آموزش کل دانشگاه،

سه بار ملاقات با دکتر غفاری معاون سابق آموزش کل دانشگاه،

بیش از ده بار مراجعه آقای آبادی معاون فعلی آموزش کل،

چندین بار مراجعه به خانم لاله زاری، آقای رسته، آقای حداد،

و حدود 20 الی 30 نفر دیگر از اشخاص حقیقی و حقوقی مختلف،

و در حدود 50 بار مسافرت به تبریز، تهران، همدان و کرمانشاه

 

توانستم حق خودم را از دانشگاه بگیرم.

حالا تصور کنید اگر حق با من نبود این مراحل چند برابر می شد!

 

به هر حال من توانستم بعد از گذر از نه هفت خوان بلکه هفتاد خوان و با شکستن شاخ دیو سفید و سیاه و سبز و قرمز و صورتی و نارنجی و هفت رنگ، مشغول ادامه تحصیل شوم و اگر شرایط به خوبی پیش برود تا پایان تابستان امسال به کمک خداوند بزرگ فارغ التحصیل خواهم شد.

 

اپیزود دوم

پر طرفدارترین تیم فوتبال آسیا بعد از یک بازگشت رویایی در بازی برابر صبا باتری و زدن چهار گل و نزدن ده گل در برابر این تیم توانست در عصر یک روز رویایی اردیبهشتی تیم سپاهان را در یک بازی خارق العاده شکست دهد و همچنان با فاصله ای بیشتر پر افتخارترین تیم باشگاهی ایران باقی بماند.

پرسپولیس همیشه قهرمان با مربیگری مردی با خون ایرانی و خوی غیر ایرانی، با تدبیر و باور و صد البته ادب او در یک روز واقعا به یاد ماندنی تیم صدر جدولی سپاهان را در یک بازی فوق العاده زیبا و تهاجمی شکست دهد و عقب بودن 2 امتیازی را با برتری یک امتیازی دقیقا در آخرین و حساس ترین بازی فصل عوض کند و جام قهرمانی را بالای سر ببرد و بدین ترتیب اولین تیمی باشد که دو بار قهرمان لیگ برتر شده است.

با این قهرمانی رکوردهای زیادی شکسته شد. قطبی در تاریخچه کلی لیگ کشور نیز نهمین قهرمانی را برای پرسپولیس به ارمغان آورد تا استقلال با 6 قهرمانی، پاس با 5 قهرمانی و سایپا با 3 قهرمانی همچنان در حسرت رسیدن به رکورد پرسپولیس به سر ببرند.

همچنین پرسپولیس بیشترین تعداد برد در یک فصل را در تاریخ خود به دست آورد. ضمن اینکه بعد از گذشت چند سال از درخشش های فرشاد پیوس و علی دایی توانست بار دیگر یک آقای گل سرخپوش را به اهالی فوتبال معرفی کند. محسن خلیلی که در چهار بازی خود با استقلال چهار بار دروازه این تیم را باز کرده که دو تای آن نیز با لباس مقدس پرسپولیس بوده با زدن 18 گل کامل و در جریان بازی و بدون پنالتی در کنار هادی اصغری مهاجم راه آهن که 6 گل خود را از روی نقطه پنالتی زده مشترکا آقای گل لیگ شد.

رکورد دیگر پرسپولیس نیز حضور 110 هزار تماشاگر در داخل استادیوم و ماندن 50 هزار نفر پشت دربهای استادیوم بود و همچنین سکته ناقص خوردبین و کاشانی هم رکورد جالب این تیم بود.

جالب اینکه استقلال که دیگر نمی توان او را رقیب پرسپولیس نامید نیز موفق شد رکورد شکنی کند و ضعیف ترین تنیجه تاریخ خود را کسب کند و با 13 باخت و قرار گرفتن در رتبه 13 فصل نحسی را پشت سر بگذارد.

یادمان نرود که در میانه فصل 6 امتیاز از پرسپولیس کم شد و اگر این شش امتیاز را داشت علاوه بر اینکه رکورد تعداد امتیاز در تاریخ لیگ را می شکست قبل از بازی با سپاهان نیز قهرمان می شد. به هر حال اوضاع چندان هم تغییر نکرد و حق به حقدار رسید.

 

اپیزود سوم

منچستر یونایتد پر طرفدارترین تیم فوتبال جهان نیز قهرمان شد که به دلیل بسیار زباد شدن حجم این پست از توضیح اضافه خودداری می کنم.

 

به امید شکست چلسی و قهرمانی سوم در لیگ قهرمانان اروپا

 

اپیزود چهارم

رئال مادرید پر افتخارترین تیم فوتبال جهان نیز قهرمان اسپانیا شد.

 

 

اپیزود پنجم و ششم

این دیگه به خودم مربوطه!

 

حالا مشخص شد که چرا گل در بر و می در کف و معشوق به کام است!

/ 3 نظر / 5 بازدید
فرشيد

همه اپیزودها مخصوصا اولی و دومی غرور آفرین و شادی بخشه. مبارکه. اون دوتای آخر کی مشخص میشه؟

سعیده

سلام من را بردید به سالهای دور که مشکلی اینچنین پیش امد اما با این تفاوت که من به مدت 1 هفته فقط از صبح می رفتم سازمان تا حق خودم را برای کاری که انجام ندادم و فقط بخ خاطر افکاری که در ذهن همه انسانها هست در بعضیها کم رنگ ور در بعضی پر رنگ وچرا معتقد قبلی نداریم که حق ما را ان کسی می ده که ما را خلق کرده. می خوام بگم فقط روز 7 که به خاطر حجاب زوری من را خوانده بودند.ومن هم به احترام انسانهایی که ان حجاب را دارند با اینکه از مخالفین بودم اما در محل کارم رعایت میکردم واین را گفتم چون بالاخره ملاقات ما فراهم شد تا وارد شدم گفتم سلام جادری که سر من گذاشته بودن پخش زمین شد. رییس سازمان پرسیدن چکار دارید. گفتم اجازه می دادید عرق پاتون خشک می شد هنوز نرته بیرون برام برگه اخراج می فرستید به ماند که به خاطر من نمی دانستم مهم بودم میز ریاست را ترک کرده بودن و فقط امده بودند که من را ببینند. بگذریم نامه من برای محل خدمت قبلی من زدند ورفتم سر کارم و مدیرم گفت همکارات برات زده بودند گفتم اشکال نداره مدم بیرون تو راهرو فریاد می زدم که پا را دم فلانی نذارید چون با خدای من در افتادیذد این را می خوام بگم الان به صورتی دیگه ا

فرزاد رئیس

منم همچین مشکلی داشتم.وبسایتت هن خیای حال داد.خواستی به مال من هم یه سر بزن www.farzad-theboss.persianblog.ir