چهارشنبه سوری

مى گويند «سياوش» در پايان سال ثابت ۱۰۱۳ پيش از ميلاد ۷۱۳ تاريخ مبنا كه برابر با روز چهارشنبه بوده به دستور «افراسياب» كشته شده ويك روز پس از آن فرزند وى «كيخسرو» در روز پنج شنبه يكم فروردين ماه سال ۱۰۱۲ پيش از ميلاد در توران متولد مى شود. پارسيان زرتشتى در آخرين شب چهارشنبه پايان سال از آتش مى گذشته اند تا خاطره سياوش به منظور دفاع از عفت و پاكدامنى جاويدان باقى بماند.

در چهارشنبه سوری دستفروشان بوته خار می فروختند. و مردم از ميان آتش آن می گذشتند تا به ياد سياوش پليدی را از خود دور کنند. دختران دم بخت فالگوش می ايستادند و کودکان قاشق زنی می کزدند.

اگرچه رسانه تصويرى ايران ترجيح مى دهد كمتر به مراسمى بپردازد كه ماهيت واقعى آن نشانى ارزشمند از رفتارهاى جمعى گذشتگان است ولى چهارشنبه سورى هنوز وجود دارد. نفس مى كشد با اين تفاوت كه چهره اش به دست مشاطه گران ناشى با بمب ونارنجك آرايش مى شود.
ايرانيان ، آتش پرست نبودند!

نظرات مختلفى وجود دارد مبنى بر اينكه تعداد جشن هاى عمومى در ايران بسيار اندك است. در آيين ايران باستان هر ماهه جشنى برگزار مى شده. روزهاى ماه نامى جداگانه داشته كه اسامى ۱۲ماه نيز جزيى از آنها به شمار مى رفت و ايرانيان روزى را كه با نام ماه جارى يكى بود جشن مى گرفتند. اكنون تنها جشن تيرگان با نام «تيرماسيزه شو» در بخشهايى از مازندران برگزار مى شود و البته جشن «سده» در كرمان. البته چهارشنبه سورى توانسته حداقل نام و زمان خود را حفظ كند هرچند تغييرات بدنه آن سرعتى غيرقابل انكار دارد

«جامعه ما بيمار نيست اما نياز به تحرك و تخليه انرژى دارد. اگر مسؤولان كشور راه صحيح تخليه انرژى را فراهم كنند آنگاه جوانان سعى نخواهند كرد با خودنمايى و در كانون توجه قرار گرفتن راههاى سليقه اى را برگزينند. عده اى افسرده و تكيده مى شوند. عده اى احساس پوچ گرايى مى كنند، عده اى راهى خارج از كشور مى شوند و گروه معدودى نيز معترض شده و دست به خرابكارى (بنا به موقعيت به وجود آمده) مى زنند.»

دستفروشان سر چهارراهها گل مى فروختند نرگس و مريم. اما حالا چيزهاى ديگرى هم هست، فشفشه، سيگارت، نارنجك و همه شان هم ساخت چين هستند. مدل ايرانى نيز حجمى از باروت و مواد وحشتناك منفجره است. نترس پيرزن. آيين ها دوباره برمى خيزند. نگاه كن. پيرمرد پشته خارى به شهر آورده. مى فروشد. بايد بخريم و از روى آتش آن پرواز كنيم. پرواز كنيم تا زردى من از تو، سرخى تو از من. آنگاه شايد بچه ها باور كنند، چهارشنبه سورى يعنى آتشى كه تا آسمان پيش خدا مى رود. يعنى قاشق هايى كه زير چادرهاى گل گلى به امانت گرفته از مادران به صدا درمى آيند تا كاسه ها شيرين شوند. يعنى فالگوش دختران نجيب دم بخت. چهارشنبه سورى يعنى تاريخ سرزمين بزرگ من ايران! آنگاه شايد، همه با هم ترقه ها و نارنجك ها را دفن كنيم. بدون آن كه سنگ قبرى برايشان بگذاريم.
چهارشنبه سورى يعنى اينها. مگر نه مادربزرگ؟

/ 1 نظر / 8 بازدید
محسن

سلام ..وبلاگ بسيار زيبايی دارين.. به من هم سر بزنين-سال نو مبارک