تولدم مبارک

برای روز مـیلاد تن مـن نمی خـوام پیــرهن شــادی بپــوشی

به رســم عادت دیرینــه حتـی برایم جام سرمسـتی بنوشی

بـرای روز میــلادم اگــر تو به فکــر هــدیه ای ارزنـــده هســتی

منو باخود ببر تا اوج خواستن، بگو بامن که بامن زنده هستی

کــه مـن بـی تو نه آغــازم نـه پایان، تویــی آغـاز روز بـودن من

نذار پایان این احسـاس شیـرین بشـه بی تو غم فرسودن من

نمی خـوام از گلهـای سرخ و آبی برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزشـهای ایثـار محـبت بـه پایـم اشـک خوشحــالی ببـاری

بــذار از داغــی دستــای تنهــات بگیــره هُـرم گرمـا بسـتر من

بذار با تو بسوزه جسم خستـه ام ببینی آتش و خاکستر من

تو ای تنـها نیــاز زنده بـودن بکــش دســت نوازش بر سـر من

به تن کن پیرهـنی رنگ محبت اگه خواستی بیایی دیدن من

/ 0 نظر / 6 بازدید