سیب
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٤  

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

تو برفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گامهای تو تکرار کنان

می دهد آزارم و من اندیشه کنان

غرق این پندارم که چرا

خانه کوچک ما سیب نداشت؟