خداحافظی با رئیس جمهور گل و لبخند
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ۱۳۸٤  

سلام آقای رئیس جمهور!

سلام بر آخرین رئیس جمهور 22 میلیونی!

دوم خرداد 76 را به  یاد می آورم. فقط چند روز با سن قانونی فاصله داشتم. آن زمان بزرگترین آرزویم این بود که می توانستم یک رأی ناقابل به بیست میلیون رأی شما اضافه کنم. رأی برادر بزرگترم را من نوشتم تا فکر کنم خودم رأی داده ام.

چند وقت پیش در روزنامه‌ها خواندم که خبرنگاری از شما پرسید که خاتمی امروز چه فرقی با خاتمی هشت سال پیش دارد و شما پاسخ دادید که هشت سال پیرتر شده‌است... هشت سال پیرتر...

کم کمک، آغاز خزان عمر ریاست جمهوری شماست. اگر چه در این سال‌ها، آن‌چه در مقام ریاست جمهوری انجام داده‌‌اید، و آثار و تبعات آن، همواره باقی‌است و گوشه‌ای از تاریخ این کشور را شکل داده‌است، امّا لاجرم، چند صباحی دیگر، می‌بایست، سکّان هدایت و مدیریت کشور را به دستان رییس دیگری سپرده، به استراحت بپردازید و یا در گوشه‌ای دیگر، خدمت را از سر بگیرید.

سلام رئیس جمهور آشتی و خنده!

اولین رئیس جمهوری که اینگونه خندان می دیدم. نمی دانستم که رئیس جمهور هم می تواند بخندد. نمی دانستم رئیس جمهور می تواند دل یک کودک 14 ساله را به دست آورد.

 

سلام رئیس جمهور صلح و آرامش!

رئیس جمهور ساده، رئیس جمهور بدون ماشین ضد گلوله. باورم نمی شد به این راحتی بتوان رئیس جمهور را از نزدیک دید.

هشت سال گذشت. جوانه سبز دوم خرداد اکنون درختی 8 ساله است. درختی که آب نخورد. اما زنده ماند. فقط با امید...

 

سلام آقای خاتمی!

ای کاش، کسی هم از من، حسام حولگر، که بیست و دو سال دارم و هشت سال پیش چهارده سال داشتم می پرسید که حسام امروز ـ جوانی ساده و عامی از میان میلیون‌ها جوان ایرانی ـ چه فرقی با حسام هشت سال پیش دارد؟ و یا بهتر! بپرسد که شرایط جوان امروز جامعه‌ی ایرانی چه فرقی با جوان هشت سال پیش دارد؟

هشت سال پیش، جوانان امیدوار ایران، به استقبال رییس جمهور "گل و لبخند" شتافتند، امّا حالا، در کمتر از یک هفته مانده، به پایان دوّمین دوره‌ی ریاست جمهوری شما، آیا شما را با گل و لبخند، بدرقه خواهند کرد؟



سلام بر رئیس جمهور واژه های جدید، سلام بر رئیس جمهور گفتگو، سلام بر رئیس جمهور جوان، سلام بر رئیس جمهور "چت"، سلام بر رئیس جمهور فوتبال!

 "جوان‌گرایی"، "درک خواسته‌ها و نیازهای جوانی"، "آزادی"، "اشتغال"، "ازدواج" و ... شعارهایی است که در اصطلاح عامّه به آن "جوان‌پسند" می‌گویند. هشت سال پیش در خلال انتخابات ریاست جمهوری، این‌ها شعارهایی بود که توسّط شما و مردان شما، بسیار به کار برده‌شد تا بزرگ‌ترین اتّفاق تاریخ انتخابات در ایران رقم بخورد. در رویدادی بی‌نظیر، سی میلیون نفر رأی خود را به صندوق‌های رأی‌گیری ریختند که از این میان، سهم شما، بیست میلیون رأی جوانانه بود! شعار این بار به یاری‌تان آمد تا همه‌ی پیش‌بینی سیاسیّون در انتخاب رییس‌جمهور ایران، غلط از آب درآید. امّا شاید این بار، همه در انتظار بودند، تا تحقّق شعارهای رییس‌جمهور منتخب را شاهد باشند. امّا خواسته‌ها آن‌گونه که انتظار می‌رفت، برآورده نشد.

آقای رییس جمهور!
 دولت دوّم خرداد، خیلی زود روال و رویّه‌ی خود را تغییر داد و توسعه‌ی سیاسی را در پیش گرفت. در کشورداری، همواره سیاست، آفتی برای توسعه‌ی همه‌جانبه بوده‌است. "سیاسی کاری" و در بسیاری اوقات "سیاسی بازی"، دولت منتخب را از عمل به وعده‌های انتخاباتی و مهم تر از همه، شعارهای جوان‌پسند خود که پشتوانه‌ی پیروزی‌اش در انتخابات بود، بازداشت. تحقّق وعده‌ها در مواردی که کم هم نبود، به فراموشی سپرده‌شد و گاه دست‌مایه‌ای برای "سیاسی بازی" گردید تا در عرصه‌ی رقابت و کشمکش‌های دسته‌ای و گروهی، ابزار پیش برنده‌ی اهداف سیاسی گردد. و با کمال تأسّف می‌توان گفت که جوان و خواسته‌های جوان از دولت منتخب، در عرصه‌ی سیاست، سر بریده‌شد تا قربانی اصلی سیاست‌بازی باشد.

 

آقای رئیس جمهور!

بسیاری از "رأی اوّلی‌"های سال 76، حالا از سربازی هم گذشته‌اند و در آستانه‌ی یافتن کار و نیز تشکیل زندگی قرار گرفته‌اند. و باز هم همه‌ چیز، همان‌طور است که بود. می‌گویند که آمارها، نشان می‌دهد که از فلان تاریخ، فلان‌ تعداد فرصت شغلی ایجاد شده‌است. امّا پسردایی من هم‌چنان، همان بی‌کاری است که بود. پسر و دختر عمّه‌ام هم! تازه پسرخاله هم سربازیش تمام شد و با لیسانسی در دست به جمع این بی‌کاران خانوادگی اضافه شده! این بخشی از آمار بی‌کاران خانوادگی من است. همه‌ی آن را به آمار خانواده و فامیل دوستان و آشنایان و کسانی که نمی‌شناسم، اضافه کنید تا آمار دقیق فرصت‌های شغلی ایجاد شده‌ را بیابید! تازه! بر اساس همان آمار رسمی، رشد سالانه‌ی بی‌کاری، 13.2% بوده‌است که به اعتراف آن گزارش، روند صعودی قابل توجّهی داشته‌است!
 گفتند تسهیلات فراوانی را برای ازدواج جوانان اختصاص داده‌ایم. امّا... بگذریم! باز هم پسرهای عزب و دخترهای ترشی‌انداخته‌ی فامیل خود را سرشماری می‌کنیم، شاید اموراتمان بگذرد!

جناب آقای خاتمی!
 این‌ها سیاه‌نمایی نیست. نیست‌انگاری خدمت‌ها و تلاش‌های صادقانه هم نیست. تلنگری است شاید. برای آنانی که پس از شما می‌آیند. انتخابات نزدیک است. و چه کسی است که نداند، آن کس از میدان رقابت به در می‌رود که پتانسیل قوی و تاثیرگذار جوانان را فراموش کند. لاجرم باز پای وعده و وعیدها پیش کشیده‌خواهد شد. خبر دارم که در ستادهای انتخاباتی، پیش از همه، کمیته‌ها و گروه‌های جوانان ستادها، تشکیل شده‌اند. بیشترین هزینه‌ها، صرف برنامه‌ریزی و تعیین استراتژی‌های تبلیغاتی تأثیرگذار بر جوانان شده‌است. امّا راه‌کاری باید! تا منتخب ملّت و همه‌ی مردان رییس جمهور منتخب، فراموش نکنند که نسبت به وعده‌های خود، خصوصاً وعده‌هایی که برگ برنده‌ی آنان در رقابت حسّاس انتخابات است، مسؤولند و ضامن بقای آنان در قدرت، عمل به همان قول‌ها و وعده‌هاست. شاید در این فرصت اندک، به‌ترین و عملی‌ترین و به یادگار ماندنی‌ترین اقدام شما، ایجاد این راه‌کار و اتّخاذ سازکاری برای تضمین عمل به وعده‌های نامزدهای انتخاباتی است.

آقای رییس جمهور!
 یقین دارم، تنها تفاوت خاتمی امروز، با خاتمی هشت سال پیش، گذران هشت سال عمر نیست. که در این هشت سال، خاتمی قطعاً تفاوت‌های بسیاری با گذشته‌ی خود دارد. چنان که من دیگر همان جوان و نوجوان هشت سال پیش نیستم.
 تلاش‌ها و خدمت‌های صادقانه‌ی شما را سپاس می‌گوییم. قدردان آن هستیم و هم‌چنان برآنیم که سازنده‌ی آینده‌ی درخشان خود باشیم. آینده‌ی روشنی که چراغ آن به هر حال در دوران تصدّی شما بر مسند نخست مدیریت کشور، روشن شد و امید که این چراغ، همواره به همّت جانشینان شما، روشن و پرفروغ باقی بماند.

سلام بر رئیس جمهور سابق!

دیگر چنین حماسه ای تکرار نخواهد شد.

خداحافظ رئیس جمهور گل و لبخند!