ايران ايران ايران
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٤  

 

 

 

 

 

 

 



 
زنى با دستهاى آهنربايى
ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٤  

باربارا جين اندرو در اطراف نيويورك زندگى مى كرد و تنها چند سال داشت كه متوجه كه قدرت عجيب و خارق العاده اى در وجود خود شد كه او را از ديگران متمايز مى ساخت. اين زن در مدت زمان خيلى كوتاهى به علت داشتن همين نيرو در منطقه معروف شد و تا جايى پيش رفت كه در بسيارى از كشورهاى جهان شهرت يافت.
باربارا جين اندرو در حالى كه دستكشى سياه رنگ در دست دارد مى گويد: سه يا چهار سال بيشتر نداشتم كه متوجه شدم با اطرافيانم فرق دارم. هر وقت مى خواستم چنگال يا قاشقى فلزى را به دست بگيرم، دچار مشكل مى شدم. چنگال و قاشق محكم به دستم مى چسبيدند. از اين مسأله دچار مشكل و ناراحتى مى شدم. پدر و مادرم كه فكر مى كردند اين مشكل به خاطر عرق كردن زياد دستان من است مرا پيش چند پزشك بردند.
وى اضافه مى كند: پزشكان نمى توانستند براى من كارى انجام بدهند و بالاخره من را نزد چند متخصص در اروپا بردند آزمايشات زيادى روى من انجام شد عكس هايى از نقاط مختلف بدن من گرفته شد، هيچ كس نمى توانست توجيهى علمى نسبت به آنچه كه در وجود من مى گذشت داشته باشد.
چند پزشك اعلام كردند كه وقتى بزرگتر شوم قلبم دچار مشكل مى شود.
وى مى گويد: همان زمان بود كه براساس حرفهايى كه پزشكان به من زده بودند متوجه شدم در بدن من خاصيت مغناطيسى وجود دارد. هر چه بزرگتر مى شدم مشكلاتم بيشتر مى شد حتى در اتوبوس نمى توانستم براى ايستادن ميله اتوبوس را در دست بگيرم چون دستم به آن مى چسبيد.
اين زن با خنده مى گويد: شايد باورتان نشود اگر بفهميد كه من تا حالا اصلاً مريض نشده ام، هر چند كه اين مسأله اشكالى ندارد ولى گاهى چند سرفه و عطسه براى آدم جالب است.
وى ادامه مى دهد: براى مقابله با اين خاصيت درونى وقتى متوجه شدم پزشكان نمى توانند برايم كارى كنند، ناچار شدم دستكش دست كنم. اگر دستكش را از دستم دربياورم و اطرافم سوزن يا ميخ باشد، خودتان تصور كنيد كه چه اتفاقى براى من خواهد افتاد درست مثل يك جوجه تيغى مى شوم تمام سوزن وميخ ها به دستانم مى چسبد.
وى در مورد اينكه كدام دستش بيشتر اين خاصيت را دارد مى گويد: دست چپ من خاصيت آهنربايى دارد و هر چيز فلزى به آن مى چسبد و به سختى از آن جدا مى شود شايد خيلى ها آرزو كنند كه اين ويژگى مرا داشته باشند ولى خيلى مشكل است كه آدم نتواند هيچ شىء فلزى را لمس كند.
وى با خنده مى گويد: همين خاصيت باعث شده كه هيچ مردى حاضر نباشد دركنار من زندگى كند، تصور كنيد حتى اگر حلقه ازدواج را به دستم كنم هرگز نمى توانم آن را بيرون بياورم مگر با زور و وقتى كه انگشتم كاملاً دچار آسيب شده است.
باربارا در مورد اينكه چگونه آشپزى مى كند، مى گويد: درست كردن غذا براى من خيلى سخت است چون نمى توانم لوازم آشپزخانه را كه اكثراً فلزى هستند مورد استفاده قرار بدهم، براى همين سعى مى كنم اكثراً از وسائل چوبى و سنگى استفاده كنم ولى هرگز نمى شود تمام وسائل آشپزخانه را از چوب تهيه كرد.
او مى گويد: نمى دانم چه آينده اى در انتظار من است. دلم مى خواهد دور دنيا بگردم و آدمهايى كه مثل من هستند را پيدا كنم.
باربارا در سن ۷۵سالگى در اثر يك تصادف جان سپرد اين در حالى بود كه او هنگام اين تصادف مرگبار دستكش در دست نداشت. عده اى اعتقاد دارند كه علت مرگ او بر اثر جذب ماشين به سوى باربارا بود.
هر چند كه دستان باربارا پس از آن تصادف مرگبار خاصيت خود را از دست دادند



 
Forza Liverpool !!1
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٤  

مدتها بود اينقدر خوشحال نشده بودم.

بالاخره يه بار هم تيم مورد علاقه من به يه جايی رسيد. واقعاْ باور نکردنيه. اونم چه طوری؟ اووووووووووه فرض کن تو يه نيمه ۳-۰ عقب بيفتی. هر کی باشه ديگه تلويزيون رو خاموش ميکنه ميره می خوابه. حالا من يکی پر رو بودم و باز نگاه کردم.

ليورپول در عرض ۵ دقيقه ۳ تا گل زد. آخر هم با پنالتی خيلی راحت قهرمان شد.

ليورپول تا حالا ۴ بار قهرمان اروپا شده بود. ولی آخريش بر می گشت به ۲۱ سال پيش.

ميلان هم که ۶ بار قهرمان شده ديگه بسش بود. حالا شدن ۶-۵

ببينيم ليورپول ادامه ميده يا نه؟