مردم ديگر کشورها در لحظه تحويل سال چه می کنند؟
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ۱۳۸٤  
  • اسپانيايي ها 12 حبه انگور را با عجله مي بلعند.
  • بودائيان ژاپن 108 بار ناقوس کليسا را به صدا در مي آورند.
  • در فيلادلفياي آمريکا mummerها (نقابداران) با لباس هاي مخصوص رژه  ماردي گراس را سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتوليک ها مي روند.
  • مهاجران فنلاندي و سوئدي آمريکا ماهيتابه ها و قابلمه ها را به صدا در مي آورند.
  • در ريودوژانيرو برزيل با شليک گلوله در نيمه شب سال نو را تبريک مي گويند و در کنار دريا  گل، آب نبات، شمع، سيگار و شيره نيشکر  به «آيه مانجا» الهه اقيانوس ها تقديم مي کنند و سپس در آب شيرجه مي زنند.
  • نروژى ها غذاى سنتى خود را كه حاوى نخود فرنگى پخته شده، گوشت نمك زده، خردل، سيب زمينى آب پز شده و لوتفيسك (نوعى ماهى دريايى كه درجوش شيرين خشك مى كنند) است، مى خورند.
  • چيني ها به هر سال نام حيواني مي دهند که عبارتند از : موش، گاو نر، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، قوچ، ميمون، خروس، سگ و خوک . و در ابتداي سال حيوان مربوط به آن سال را قرباني مي کنند.
  • هوگمانى نام جشن سال نو اسكاتلندى هاست كه در ۳۱ دسامبر هر سال برگزار مى شود. در روز اول سال نزديك به ۱۰۰۰ فلوت زن، مسير قلعه ادينبورگ تا كاخ هاليرود را فلوت مى زنند. شروع جشن در ابتداى بعدازظهر است و وقتى صداى ناقوسهاى بيگ بن نيمه شب را اعلام مى كند، مردم همديگر را مى بوسند و به همراه يكديگر آواز «Auld Lang Syne» مى خوانند.

 



 
از هفت شين تا هفت سين
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ۱۳۸٤  

جمشيد : «من پيروزم و نامم خجسته است و از نزد خدا مى آيم و خواهان نيك بختى هستم و با تندرستى و گوارايى وارد شده ام  و سال نو را همراه آورده ام.»

«جمشيد پيشدادي» بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز «روز هرمزد» از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند. فردوسى شاعر بزرگ پارسى گوى نيز در شاهنامه پيدايش نوروز را به جمشيدشاه نسبت مى دهد

جشن ها و آيين هاى جامعه ايران را مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره اى . جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرودهنده به روان انسان، توجه ويژه اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند. دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند.

در آيين هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى » گسترده مى شد كه داراى انواع خوراكى ها بود. خوان نوروزى «هفت سين » نام داشت و مى بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد. اين سفره معمولاً چندساعت مانده به زمان تحويل سال نو آماده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى ها در كنار سفره گماشته مى شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود.

تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود ، مانند هفت آسمان ، هفت دريا ، هفت گياه و... همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:
اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك( ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان(.
اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين » نخست «هفت شين » بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است:

شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات

بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت ها و آيين هاى باستانى خود را هم حفظ كنند. به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه «سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.

به هرروى خوراكى هاى خاصى بر سفره هفت سين مى نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه(
خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:
سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.
سيب : هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.

اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. « آب و ماهی»  نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.
و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است!